حسن حسن زاده آملى
11
رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)
ارج ملتها و پشتوانه علمى و اقتصادى كشورها گرديدهاند از توفيق به نيل رتبت وراثت حضرت خاتم ( ص ) بدان پايه رسيدهاند و از لياقت و كفايت به اغتذاء و احتظاى از مادبه الله اعنى قرآن مجيد ، و مائده هاى آسمانى اهل ولايت اعنى روايات صادره از عترت صاحبان اين همه آثار علمى شدهاند بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود * اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش شيخ رئيس در اول فصل دوم مقاله هفتم الهيات شفاء گويد : ان كل صناعه فان لها ابتداء نشاه تكون فيها نيه فجه غير انها تنضج بعد حين ، ثم انها تزداد و تكمل بعد حين آخر ، و لذلك كانت الفلسفه فى قديم ما اشتغل به اليونانيون خطبيه ثم خالطها غلط وجدل و كان السابق الى الجمهور من اقسامها هوالقسم الطبيعى ثم اخذوا ينتبهون للتعليمى ثم للالهى و كانت لهم انتقالات من بعضها الى بعض غير سديده يعنى هر صناعتى در آغاز پيدايش نپخته است و پس از زمانى پخته مىشود و بعد از زمانى ديگر فزونى مىگيرد و به كمال مىرسد ، لذا فلسفه در قديم كه يونانيان بدان اشتغال داشتند خطابى بود و به غلط و جدل آميخته شد و جمهور به قسم طبيعى از اقسام آن سبقت گرفته بودند و پس از آن به تعليمى و سپس به الهى آگاهى يافتند ، و از بعضى علوم به بعض ديگر انتقالاتى نااستوار داشتند اين سخن را هر چند جناب شيخ در تمهيد رد مثل نوريه كليه الهيه معروف به مثل افلاطونيه آورده است و مرضى اين جانب نيست و لكن در عين حال بيانگر واقع و حقيقتى است كه به ظهور دولت حقه الهيه اسلام ، سره از ناسره تميز يافت و معارف حقه احياء شدهاند و به نضح و كمال غائى خود رسيدهاند انظار و افكار دانشمندان اسلامى در تمام فنون بر يونانيان فائق آمدهاند و آنها را كما و كيفا تحت شعاع خود قرار دادهاند آنچه را كه آن بزرگان آورده بودند اين بزرگ مردان برخى را امضاء و تصديق و برخى را تصحيح و تكميل كردهاند و در بسيارى از شعب علمى ، اساس جديدى طرح كردهاند و طريق نزديكترى تحصيل نمودهاند كه تفاوت بسيار است تا بدان حد كه اگر كسى در مقام مقايسه بگويد : شبه در بازار جوهريان جوى نيرزد ، و چراغ پيش آفتاب پرتوى ندهد ، و مناره بلند در دامن كوه الوند پس نمايد ، حق گفته است